وقتی وبلاگ نبود چیکار می کردیم؟

* اینجا رو باز کردم که درباره ۱۰ سالگی وبلاگستان بنویسم. صادقانه اولش پسورد وبلاگم رو یادم رفته بود. اما خوب هیچوقت خود وبلاگ و لطفی که به من کرده رو یادم نمیره. یه چیزهایی هست که هرچقدر ازشون بگذره آدم یادشون نمیره. مثلا خاطرات اون اوایل وبلاگستان و کلا فضای مجازی رو. گاهی اوقات فکر میکنم کم کم اینترنت داره گنده میشه و یه چیزهایی توش از دست میره. کاش یکی بیاد یه کتابی بنویسه که چطور کم کم محتوای روزمره عادی و وبلاگها وارد فضای مجازی شدن و کم کم آدمها باهم آشنا شدن. فکر میکنم قبل اون آشنائیها بیشتر برمیگشت به چت روم ها و یا شایدم فرومها. اینایی که نوشتم رو مطمئن نیستم برای همین فکر میکنم کاش یکی درباره اش بنویسه.

* تا جایی که یادم میاد یه کتاب و یا شایدم اولین کتابی که در این مورد نوشته شد، کتاب وبلاگستان شهر شیشه ای بود که من هیچوقت نخوندمش. اون کتاب قرار بود، برخی محتوای یه سری از وبلاگها رو به انتخاب خودشون بذاره، مثلا هرکی یکی ۲ تا پستش رو انتخاب و فرستاده بود اون کتاب به اهتمام وحید قاسمی تهیه شده بود. یه کتاب دیگه هم بود که دارمش و مربوط به وبلاگ نوشی و جوجه هایش بود. هیچوقت یادم نمیره وقتی تو نمایشگاه کتاب دنبالش گشتم و به این رسیدم چقدر ذوق کردم که چیزی در دنیای اینترنت بوده که من نمودش رو تو دنیای واقعی دیدم:)

* البته اون موقع قرار و مدارهای وبلاگی و آدمها اینطوری طبقه بندی شده و به قول معروف دسته بندی شده نبود. اینقدر کوچیک بود که تند تند قرار میذاشتن و اکثرا هم همدیگه رو میدیدن. مسل اول وبلاگنویسها اکثرا کسانین که در مراسم مختلف همدیگه رو دیدن، تا اینکه بعدها کلا موضوع فرق کرد و خب طبعا به ملایمت روزهای اول نبود هیچوقت… اگه دقت کنید من زیاد نقد داشتم به فضای وبلاگستان فارسی، اما همیشه دوست داشتم که اینجا باشم و بنویسم. نه فقط بخاطر اینکه جور دیگه ای محتوا رو باید دید، یا مثلا با نوشته های ما چیزی عوض میشه، بلکه بخاطر اینکه واقعا نفس نوشتن گاهی اوقات آدم رو تسلی میده. حتما شده وقتی موضوعی شما رو ناراحت کنه، حس می کنید باید در موردش بنویسید.

quran

* عنوان پست رو گذاشتم وقتی وبلاگ نبود چیکار میکردیم؟ شاید اگه چند سال پیش بود به جد میگفتم اوه واقعا سخت میشد. مگه میشه آدم رو از وبلاگش جدا کنن؟ اما الان دیگه جوابم به اون سختی نیست. یعنی خوب کلی شبکه جایگزین براش اومده که اگرچه اون نمیشه ولی کارکرد اون رو به نوعی دارن. شما تصور کنید اوایل که فیس بوک اومده بود ادیتورش چقدر محدود بود، نمیشد هم متن بنویسی، هم لینک بدی و هم عکس بذاری (مثل یه پست وبلاگی) الان راحت اینکارو میکنی. به همین ترتیب شبکه هایی مثل فرندفید و توئیتر. اوایل ادیتور و امکانات ساده ای داشتن اما برای اینکه افراد بیشتری رو جذب کنن و یا اونهایی که هنوز تو دنیای وب ۱٫۰ بودن رو جذب کنن، هی امکاناتشون رو بیشتر کردن این شد که ما جذب اونا شدیم و وبلاگامون مهجور موندن.

* حالا فقط به ادیتور نیست. مثلا الان یکسری دارن توی گوگل ریدر نت و بعبارتی پستای وبلاگی مینویسن، هرچند ادیتور نت های گوگل هنوز ساده است ولی احتمالا اونم به زودی امکاناتشو بیشتر میکنه که فرای کدنویسی فرد راحت بتونه محتواشو اونجا بذاره، یعنی بیشترش همونطوری که قبلا نوشتم برمیگرده به شدت و سرعت رشد تعامل. یعنی مثلا در شبکه ها هرکدوم حلقه دوستانی رو به سلیقه انتخاب کردیم (که در وبلاگ چنین اختیاری نداریم) و وقتی چیزی مینویسیم بلافاصله متوجه واکنش اونها میشیم (که بازم در وبلاگ چنین چیزی نداریم). قبلا در این باره مفصل نوشتم…

* اما یه چیزیکه دلم میخواد بگم اینه که هیچکدوم از اینها به مانایی وبلاگ ها نیستن. وقتی مطلبی رو در وبلاگ مینویسید اونقدر سرعت فیدها ویا پستهای شما و دیگران بالا نیست که گم بشه و دیده نشه. شاید این هنوز مهمترین مزیت وبلاگ هست. حتما شده که مطلب خوبی دیدید و ته دلتون گفتید اینو دیگه حتما میذارمش تو وبلاگ. یا راجع به این تو وبلاگم مینویسم. این همون تفاوت وبلاگ با اوناست :) جاهایی مثل شبکه های وب دویی اونقدر سرعت فیدها بالاست که مطالب خوب شاید راحت دیده نشن. راستی اینم هست که اگه وبلاگ نبود الان شبکه های وب ۲ئی اون جذابیت رو برامون نداشتن. بعبارتی ما اومدیم تو اونها که با وبلاگنویسای محبوبمون بیشتر یا نزدیکتر تعامل داشته باشیم. پس نذاریم این تعامل باعث بشه به کل اصل موضوع رو فراموش کنیم. اولش رونوشت به خودم:دی

برچسب: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،